بسم الله الرحمن الرحیم

هشتم ربیع الاول سالروز شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام) برفرزند غریبش  حضرت حجة بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمام دوستداران پیامبر اسلام محمد مصطفی(ص) و اهل بیت(ع) تسلیت  باد.

نور دل فاطمه زهراء (س)  پدر بزرگوار امام زمان(عج) نور هدایت بشر تکیه گاه و امید شیعه در روز جزا امام حسن عسکری (ع)  در نهایت غربت در سامراء به شهادت رسید در حالی که زهرکینه در پیکر مبارک امام تاثیر کرده بود و در حال احتضار فرزند دلبندش  مهدی فاطمه (عج) بر بالین پدر حاضر شد در حالی که پنج سال بیشتر نداشتند و رنگ در رخسار پدر نمانده  اشک های فرزندش به پهنای صورت جاریست یاد آور آن لحظه ایست که در مدینه فرزندانی با دل شکسته و نگاهای ملتمسانه و ناامیدانه به چهره مادرشان فاطمه (س) نگاه میکردند که که چطور در مقابل چشمان علی (ع) و حسنین(ع) و زینبین(س) مثل شمع رو به خاموشی است .

عرضم اینکه یا صاحب الزمان (عج) درست است که با زهر کینه و جفا پدر عزیزتان به شهادت رسید اما کسی به صورتش سیلی نزد  کسی درب خانه اش را آتش نزد کسی سر از بدن مطهرش جدا نکرد و بالای نی نزد

آجرک الله یا بقیة الله فی مصاب ابیک الشریف مولانا ابامحمد العسکری(ع)  و ارواحنا لکم الفداء

حدیث شریفی از امام حسن عسکری برایتان نقل میکنم باشد که روشنگر راه و مشوق سلوک الی الله باشد ان شاء الله

و مما كتب ع إلى أبي الحسن علي بن الحسين بن بابويه القمي اعتصمت بحبل الله بسم الله الرحمن الرحيم و الحمد لله رب العالمين و العاقبة للمتقين و الجنة للموحدين و النار للملحدين و لا عدوان إلا على الظالمين و لا إله إلا الله أحسن الخالقين و الصلاة على خير خلقه محمد و عترته الطاهرين منها عليك بالصبر و انتظار الفرج  ‏قال النبي ص أفضل أعمال أمتي انتظار الفرج و لا يزال شيعتنا في حزن حتى يظهر ولدي الذي بشر به النبي يملأ الأرض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما فاصبر يا شيخي يا أبا الحسن علي و أمر جميع شيعتي بالصبر فإن الأرض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين و السلام عليك و على جميع شيعتنا و رحمة الله و بركاته و صلى الله على محمد و آله

 و روى الحسين بن روح قال أبو الحسن ع قبري بسرمن‏ رأى أمان لأهل الخافقين

                         المناقب ج : 4 ص : 426

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة والنصر

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی ۱۳۹۱ساعت 19:57  توسط محمد مهدی خدابنده لو  | 


بسم الله الرحمن الرحیم

به نام پروردگار محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)  به نام پروردگار مهربان ترین و عزیزترین بنده الهی  و خاتم النبیین سلاله انبیاء الهی، سرور همه کائنات عالم  پدر مهربان فاطمه زهراء(س)  جد بزرگوار حسنین(ع)

همان سبط پیامبر که مظلومانه در خانه اش بدست همسرش به شهادت رسید

همان نبی مکرمی که خداوند در اهل بیت او منادیان نور و هدایت را قرار داد و دل ما را با محبت آن بزرگواران (ع) پیوند زد .

سلام بر سبط اکبر نبی امام حسن مجتبی (علیه السلام) آن آقای کریم که حتی دشمن و کینه ورزان او از کرامت و سیادت او درمانده و شرمنده میشدند . سلام بر آن آقایی که نگذاشتند در کنار جد بزرگوارش به خاک سپرده شود و او  مظلومانه در بقیع سرد و خاکی  بدون هیچ چراغ و زائری به خاک سپرده شد .



سلام بر مولا و سرور ما ایرانیان  آن سلطان بی نظیر آن آقای مظلوم علی بن موسی الرضا المرتضی (علیه السلام) که با شرافت در کشور ایران اسلامی به خاک سپرده شد و دل همه ما ایرانیان را در بارگاه نورانی اش جای داد تا  نه فقط کبوتران حرمش بلکه ما هم همیشه زائر او باشیم  . حرمی پر از نور و روشنایی با حضور همیشگی زائران دلباخته آن امام رئوف .

سلام بر فرزند رسول خدا سلام بر مهدی(عجل الله تعالی فرجه)

عظم الله اجورنا و اجورکم فی مصاب اجدادکم یا مولای

سلام بر آن آقایی  که مصائب اجداد پاک و طاهرینش بر قلب او سنگینی میکند نمی دانم الآن کجا هستند در کنار مضجع شریف نبی اسلام (ص) یا در کنار قبر خاکی امام حسن مجتبی(ع) یا در کنار ضریح  پاک امام رضا(ع) آقاجان هرجا هستی برای این دعای ما شما دستان پاک و معصومتان را بالا بیاورید تا خداوند به حرمت عصمت و مظلومیت شما از ما بپذیرد

 اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۱ساعت 23:18  توسط محمد مهدی خدابنده لو  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(علیه السلام)

سلام بر سرور شهیدان   سلام برسبط پاک نبی(ص)  سلام بر جگرگوشه زهراء(س)  سلام بر خون خدا و فرزند خون خدا

سلام بر آقایی که فرزندانش  به اسارت رفتند و خواهری که هرجا دشمن خواست تازیانه بر فرزندان او بزند زینب(س) خودش را سپر بچه ها قرار می داد سلام بر آقایی که دلهای مومنین همه پر زده به حرمش  سلام بر دل خون شده امام زمان(عج) سلام بر فرزند آن امامی که مسلوب العمامه شد سلام بر آن شهیدی که  خد التریب شد  سلام بر آقایی که این سلامهای  ما را میشنود  مولا جان فقط یک بار صدای جواب سلامت شما  را بشنوم برایم بس است  آقاجان طاقت  جواب رد ندارم که هر سلامی جوابی دارد آن هم از شما اهل بیت(ع) خانواده کرم و احسان  کسی را نا امید نمیکنند.

سلام بر قلب زینب صبور آن خانمی که در فراق برادرش موی سر سپید کرد تمام مصائب در مقابل مصائب زینب(س)  کوچک است

خدایا به حق مصائبی که بر زینب وارد شده هرچه زودتر ظهور امام زمان(عج) را برسان




+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۱ساعت 18:39  توسط محمد مهدی خدابنده لو  | 



یک واقعه از چهار دوربین نگاه میشود  :


1.       جنسیت

2.       طبقه

3.       فرهنگ

4.       اجتماعی شدن(جامعه پذیری)

این چهار تا باعث میشود یک واقعه حقوقی ، خوب دیده شود.

عوامل دیگر هم هست ولی آنها به یکی از همین 4 عامل برمیگردد .

هرواقعه از این چهار دوربین دیده شود جامعه شناسانه نگاه شده است .

یک تغییر باید سه موقع آن  لحاظ شود  اول قبل  دوم حین تغییر و  سوم بعد آن.

 جامعه را چگونه میبینیم که این قانون را طرح میکنیم ؟ چه اتفاقی بعد این قانون و تغییر رخ میدهد ؟

 

 

 

·         می توانیم علوم اجتماعی اسلامی داشته باشیم

·         مفهوم حقوقی را در نظر بگیریم که به شدت وابسته است به مسائل اجتماعی

·         اگر یک جامعه مبانی حقوقی اش خوب تنظیم شود به نحوی به جامعه شناس احتیاجی نیست چون جامعه به صورت تنظیم شده عمل میکند .



موفق باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی ۱۳۹۱ساعت 15:11  توسط محمد مهدی خدابنده لو  | 


جامعه 12

بعضی ها اعتقادی متفاوت با مارکس دارند  مانند ماکس وبر او علاوه بر عامل طبقه و اقتصاد عوامل دیگر مانند حزب و پایگاه را تعریف میکند . در نظر او :

طبقه را اقتصاد تعیین میکند

آنچه جایگاه انسان و پایگاه را عوض میکند ارزشها هستند  ، سواد و پول معلوم کننده این پایگاه اند

وبر قائل است که تغییر  طبقه و حزب و پایگاه هرسه باهم طبقه انسانرا عوض میکنند و نام این طبقه را پایگاه اقتصادی اجتماعی انسان نامگذاری کرده است .

ابعاد مسائل اجتماعی بسیار مهم و مؤثراند به خصوص در مسائل حقوقی . این پایگاه ارزیابی ذهنی مردم است  از یک واقعه .

حزب  یکی از عوامل جداسازی قشر در جامعه است  البته در ایران حزب  و حزب گرایی جواب نداده و علی الظاهر هم نمیدهد چون حزب گرایی نوعی شبیه قومیت گرایی ضعیف است در بین کشورهای عربی  که قومیت و قبیله مهم است حزب هم بیشتر حضور دارد و لی در ایران اسلامی از همان صدر انقلاب حزب جواب نداد .

اگر حزب بتواند تحزب پیدا کند و سیر سیاسی را طی کند و به یک پایگاه اجتماعی برسدمیتواند مؤثر باشد .

جامعه ای که از حالت اخلاقی به عقلانی میرود  ، طبقات، جنس  ارزشی تری پیدا میکند و عقلانیت میتواند تعیین کند فرآیند یک واقعیت را .

مسائل اقتصادی در اسلام هم مهم است و البته به  عنوان یک ابزار کار مهم نه یک هدف یا بخشی از هدف.

درآمد : پولی که انسانها کسب میکنند از طریق کار و فعالیتشان .

ثروت : اعم از تمام منقولات و غیرمنقولات که به هر نحو ممکنی بدست آمده باشد مانند درآمد و ارث و هدیه و . . .

مبنای دنیای امروزه و مدرن افزایش ثروت است و این جامعه بر اساس اصالت سود بنا شده است .


در یک جامعه امروزی بازار های مختلفی مانند بازار علم ،سلامت، غذاو خوراک ، ورزش ، صنعت ، دام ، کشاورزی و . . . وجود دارد سرمایه و پول باید در این بازارهای تولیدی  در چرخش باشد تا سود و درآمد ایجاد کند .

اما این اتفاق نمی افتد و راههایی که باعث افزایش ثروت برای عده ای و خود به خود فقر و بیچارگی برای عده ای دیگر رخ میدهد چون تولیدی که درآمد زا باشد نیست و ثروت افراد جابه جا میشود .

 افزایش ثروت باعث نابرابری ، نابرابری باعث قشربندی بیشتر و آن باعث اختلاف طبقاتی و این باعث افزایش جرم و جنایت در جامعه است . در کشورهای غربی با افزایش ثروت برای شخص طریق مالیات را قرار داده اند و این باعث یک تعادل نسبی  است و لس برای ما در ایران که مالیات اصلا معنا ندارد افزایش ثروت اثرات سوء خود را نشان میدهد .



زمیل قائل است که هرچه میزان نقدینگی و پول در جامعه کمتر باشد فاصله طبقاتی کمتر است و او یک قرن قبل ، پیش بینی میکرد که پول تبدیل شود به خدای مردم و الان همین حالت در دنیا وجود دارد .

از جمله عوامل نابرابری و تیره بختی جامعه عبارتند از 

·         ثروت

·         کاهش اخلا در جامعه

·         کاهش عقلانیت

·         کمبود شغل(کار)

·         گسیختگی نظام خانواده

·         فساد های مانند مواد مخدر و اعتیاد

·         حکومت

طبقه  به سه دسته بالا ، متوسط و پایین تقسیم میشود . طبقه بالا که شامل ثروتمندان و صاحبان صنعت و صاحبان قدرت است و این کاهی در بعضی افراد چند وجه همزمان دارد .

طبقه ثروتمند عمده قدرت را در دست دارد همان 99٪ و 1 ٪ در آمریکا  // در انگلیس 25٪ مردم حدود 85٪ ثروت را دارا هستند  در بین همین ثروتمندان هم 0.1٪  دارای 7٪ ثروت هستند .

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی ۱۳۹۱ساعت 15:1  توسط محمد مهدی خدابنده لو  | 



بسم الله الرحمن الرحیم

 از اینکه مقداری مطلب طولانی شد عذر خواهی میکنم ولی قطعا قابل استفاده است :

جامعه 11

چه چیز عامل نابرابری است؟

اصلا چرا نابرابری؟ چرا مساوات نه؟ چه زمانی مساوات برقرار میشود ؟

فرق بین عدالت و مساوات چیست ؟ قدرت چه رابطه ای با نابرابری دارد ؟ و چندین سوال دیگر همیشه در اذهان وجود دارد آن هم با دیدن مسایل زندگی امروز که یک فشارهایی بر مردم تحمیل میشود نه فقط در ایران بلکه در همه دنیا .

عواملی مانند

·      قدرت

·      ثروت و پول

·      علم

·      طبقه اجتماعی افراد

·      عوامل فیزیولوژیک (جنسیت)

·      دولت ها

·      جایگاه اجتماعی (شغل ،کار)

·      خانواده

·      سن شخص

همه از عوامل نابرابری هستند و همه این موارد درون دایره  قدرت قرار میگیرند .

دقت کنید در دنیای امروز و دیدگاه غیرالهی :

 قدرت با نابرابری رابطه متقابل دارد

قدرت با آزادی رابطه متقابل دارد

قدرت با توسعه رابطه متقابل دارد

آزادی و توسعه با  نابرابری رابطه متضاد دارند

 با این تعریف آزادی و توسعه و برابری باهم هیچگاه جمع نمیشوند و قدرت نمیتواند اینها را بدست آورد

اما اگر قدرت با منشا الهی در شخص با تقوی که همان قدرت است باشد نه فقط خود بلکه دیگران را هم بالا میبرد

و تمام این اتفاقات که گفته شد در نهایت منجر میشود به  قشربندی  و این قشربندی در گروه ایجاد میشود نه در افراد زیرا افراد در قالب گروه در پی منافع مشترک خود میروند و همین تجمع افراد در قالب گروه نشانه رضایت افراد  و نهاد سازی آنهاست .

  به همین خاطر ما نابرابری ساختار مند میان گروهها را قشربندی می گوییم.

ساختار رابطه ای است که نهاد را ایجاد میکند و وانسجامی درونش ایجاد میکند که  به آن  رضایت میدهد و به آن قانون و توان میدهد مثل خرده فرهنگ ها

 ساختار کامل وقتی است که همه نهادها در جامعه به وجود یکدیگر رضایت دارند .

نکته مهم : خیلی اوقات  انسانها درک درستی از نابرابری ندارند 

 

چهارنظام قشربندی که در نظر گیدنز وجود دارد

1.   بردگی

2.   کاستی

3.   رسته ها

4.   طبقه

نظام برده شبیه همان نظام برده داری در قرون وسطی و حتی دوران جاهلیت است  در این نظام شخص برده کاملا در اختیار برده دار است و همه مسئولیت آن هم بر عهده اوست. اما در نظام اسلام با ظهور دین خاتم الانبیاء حضرت محمد(ص)  تمام تلاش پیامبر برای درک نابرابری برای برده ها بود  که برده بودن و نبودن در دین راه ندارد و ملاک برتری سیاه و سفید بودن نیست بلکه به تقوا  و رضایت خداوند از انسان است .

البته نظام برده داری به این شکل از بین رفت.

نظام کاستی بر اساس نجسی و پاکی ایجاد شد  که فقط در هند بزرگ ایجاد شد ونوعی نژاد پرستی بالا در آن وجود دارد . هرکس در هرجا و هرجوری متولد شده و هر روحی که در او تبلور یافته باقی  است و  رشد بالا رونده ندارد .

رسته در اروپای قرون وسطی به بعد  و در نظام فئودالی (ارباب رعیتی ) شکل گرفت . اولین بار قانون برای تنظیم حقوق فئودالی در این دوران شکل گرفت . روسیه تزاری اتریش و آلمان و پرتغال و اسپانیا و . . . تبلور نظام فیودال اند . نظامی مبتنی بر القاب که همین القاب رسته ها را می سازند شوالیه  ، سر ، کنتست و . . .

طبقه بر اساس قوانین مذهبی ( مذهب کاستی مراد است) ایجاد نمیشود . مبنای طبقه رسته ها هم نیست . این نظام انعطاف پذیر تر است و انسانها میتوانند و طبقه فرد اکتسابی است و با تلاش فرد بدست می آید هم حرکت صعودی و هم نزولی دارد .

مهمترین مطلب در این منظر  مالکیت  است .

و کسی نمیتواند به خاطر ایده هایش در طبقه بالا قرار گیرد اما در دنیای امروز برخلاف این است . مهمترین شکل مالکیت ، اقتصادی است . طبقه برای دنیای مدرن است و فئودال برای دوره دهقانی.

در سایر نظامها ، همه پی سود شخصی اند ولی در طبقه شکل گیری نظام به خاطر قدرت است و اینجا قدرت در قالب طبقه ایجاد میشود .

در نظر مارکس نظام  طبقه یک نوع برده داری نوین و بی صداست که وضع برده های امروزی از برده های نظام بردگی بسیار بدتر است چون امروزه کارگر کار میکند در حالی که مالک هیچ چیزی نیست و به میزان کارش حقوق میگیرد و آن سرمایه دار کارخانه دار که مالک است  بدون انجام هیچ فعالیتی صاحب سود میشود  و این نشانگر این است که فعالیت کارگر بیشتر از میزان حقوق اوست و همین سود ایجاد شده مفهوم طبقه را ایجاد میکند .

 در نظر مارکس ، ابزار کار  ، سود ارزش اضافی  ، بهره کشی ، عوامل بوجود آورنده مفهوم طبقه اند .

  در نظر مارکس اقتصاد تمام زیر بناست در جامعه ، کنش متقابل ساز است ، بر اساس طبقه تغییر میکند . همیشه طبقه بالا و مالک در کنش متقابل هم بالتر عمل میکند . جنسیت  به شدت در شکل گیری طبقه معنا دارد در حوزه مالکیت همیشه مردسالاری هست و بلاخره این مالکیت تبیدیل به ایدئولوژی میشود و این ایدئولوژی برای اثبات خود و در قالب قدرت ماندن میرود تا برای خودش قوانین و مقررات و روابط و و شکل نظام اجتماعی و خانواده و . . .  مخصوص خود را می سازد . و هر دینی که وارد این ایدئولوژی می شود همین کار را میکند .

در نظر مارکس طبقه کارگر و متخصص باید برتر باشند و اصالت با کار است چون صاحب اصلی کار، کارگر است .

از اینکه دین با قدرتمندان است و آنها همان مالکانند و کارگران را راضی کنند برای همین توده بودن و طبقه کارگر ماندن و راضی بودن به همین وضعیت  این حرف دین افیون توده هاست پیش می آید .

اگر همین حرفها را شنیدیم دچار گنداب و فاضلاب مارکسیسم میشویم از این حرفها عقده ای تر و با کینه تر ندیده بودم .

در دین مبارک و رهایی بخش اسلام ، هر حرفی هست هر ایدئولوژی که هست برای طرفداری کامل از توده هاست و اینجاست که حاکم با تقوی شرط است یعنی همان کسی که باید سفر چهارم از اسفار اربعه را انجام دهد یعنی با قدرتی که خداوند به او داده نه قط خود بلکه بقیه مردم را نیز با خود به سمت خدا بکشاند




.

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی ۱۳۹۱ساعت 23:16  توسط محمد مهدی خدابنده لو  |